X
تبلیغات
..::امام آمد::.. - آخرین روزهای سقوط شاه
خوش آمديد! ()
ديكشنري آنلاين
مطالب جامع انقلاب اسلامی
مطالب کامل از انقلاب اسلامی

 

پاییز و زمستان سال ۱۳۵۷ ایران شاهد تحولات شگرفی بود. اوضاع آنچنان به سرعت در حال تغییر و تحول بود که امکان فراهم شدن یک سازمان منسجم و با تجربه برای بر دوش گرفتن مسوولیت دوران انتقال به وجود نیامد. 
در این وضعیت تلاش هایی صورت گرفت تا حداقل شرایط برای مدیریت این دوران میسر شود. تاریخچه این تلاش ها گویای زوایایی از مهم ترین حوادث تاریخ معاصر ایران است. انتشار خاطرات آن دوران علاوه بر کمک به ماندگاری آنها به تدقیق دوباره بر این حوادث کمک شایان توجهی می کند. 
خاطرات صدر انقلاب یادداشت های روزانه احمد صدر حاج سیدجوادی، روزنه یی است به وقایع ۵۵ روز پایان سلطنت محمدرضاشاه پهلوی که به همت مسعود رضوی فقیه منتشر شده است. بخش اول این کتاب شرح مختصر و نافع وقایع نگاری روزانه احمد صدر حاج سیدجوادی است. 
حاج سیدجوادی از وکلای مبرزی است که چهره ماندگاری در سال های مبارزه بر ضد رژیم پهلوی از خود برجای گذاشته است. او در محرم سال ۱۲۹۶ شمسی، سوم خردادماه در قزوین متولد شد و پس گذراندن دروس مقدماتی، برای ادامه تحصیل در تهران حضور یافته و با گرفتن مدرک دیپلم در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و توانست همزمان از دو رشته حقوق قضایی و سیاسی فارغ التحصیل شود. 
او سپس به خدمت نظام اشتغال پیدا کرد و پس از فراغت از آن در سال ۱۳۲۲ وارد خدمت قضایی در دادگستری شد. 
حاج سیدجوادی در ابتدای کار خود در گیلان به علت تمرکزی که روی پرونده عده یی از توده یی ها پیدا می کند با اعمال نفوذ آنها روبه رو شده و به دادگستری اراک منتقل و آنجا سمت ریاست شعبه دو را پیدا می کند. 

● مبارزات 
وی که از سال ۱۳۲۹ تا ۱۳۴۰ سمت بازرس کل کشور را برعهده داشته حضور خود در عرصه سیاست را به زمان اوج گیری نهضت ملی شدن صنعت نفت می داند، آن زمان که با آیت الله حاج سیدرضا زنجانی آشنایی یافته است. 
وی به طور جدی در زمان تشکیل نهضت مقاومت ملی وارد عرصه سیاست می شود به طوری که کمیته ادارات نهضت مقاومت را با تعدادی دیگر از همراهان و همفکران خود راه اندازی می کند و پس از آن در زمره موسسان نهضت آزادی ایران قرار می گیرد که به خاطر حضورش در قوه قضائیه این مساله علنی نمی شود. در دهه ۵۰ او که پس از ایستادگی هایش در پرونده های مرتبط با دربار منتظر خدمت و بعد بازنشسته شده بود، تقاضای پروانه وکالت می کند و پس از آن به عنوان وکیل یا مشاور حقوقی به کمک زندانیان سیاسی می پردازد و در این بین چندین مجموعه قضایی و حقوق بشری را فارغ از دولت و به عنوان نهادهای مردمی پایه گذاری می کند. 
«پرونده آزموده یکی از پرونده های خیلی مهم بود که وقتی من در سمت دادستان عمومی تهران بودم مورد رسیدگی قرار دادم. پرونده مربوط به اتهام سرلشگر آزموده بود که نقش او را به عنوان دادستان در دادگاه فرمایشی مرحوم دکتر مصدق می دانید. آزموده قدرت و نفوذ زیادی داشت. وقتی بنده براساس کیفرخواست تنظیمی و اتهامات مندرج در پرونده، دستور توقیف آزموده را دادم و این خبر منتشر شد، شور و هیجان و خوشحالی شدیدی در بین مردم ایجاد شده بود. مرحوم دکتر مصدق هم لطف کردند و عکس امضاشده خود را به نام بنده فرستادند و تشکر کردند.»۱ 
او با توانایی و ارتباطی که با اکثر وکلای مبرز آن زمان داشته در بیشتر موارد مورد مشورت در تعیین وکیل برای سیاسیون به خصوص روحانیون سیاسی قرار می گیرد. 
«در مبارزات آقایان روحانیون که در دهه ۵۰ شروع شده بود، آقای هاشمی رفسنجانی، برای تعیین وکیل جهت هر یک از آقایان زندانی یا تبعیدی، مرتباً به بنده رجوع می کردند و در واقع من تنها مرجع رجوع در این موارد بودم و مرتباً با وکلای دادگستری، از جمله آقای دکتر مبشری، دکتر تابنده، دکتر لاهیجی، دکتر متین دفتری، حسن نزیه، منوچهر مسعودی، اعتصام و افراد دیگر هماهنگی می کردم و وکالت نامه های ارسالی از طرف آقای هاشمی رفسنجانی را پس از امضای وکلای تعیینی به آنها تسلیم می کردم. از جمله افرادی که وکالت شان را خود من برعهده گرفتم آیت الله خامنه یی بود. خاطرم هست که آقای سیدمحمد خامنه یی هم وکیل شده بودند و بنده اصرار داشتم که بهتر است در دفاع از برادرشان شرکت کنند، اما آقای هاشمی با مشورت آقای خامنه یی نپذیرفتند. پرونده های دیگر روحانیون مبارز، نظیر آیت الله مهدوی کنی، حجت الاسلام خلخالی، فرزندان آیت الله موسوی اردبیلی، آیت الله مشکینی، حجت الاسلام ربانی شیرازی و عده یی دیگر نظیر حجت الاسلام احمد فروشانی در اصفهان و... در زمره همین پرونده هایی بود که دفاع از آنها را برعهده گرفته بود. بنده شخصاً برای دفاع از آقایان دستغیب که دادگاه محل رسیدگی آنها در شیراز بود به آن شهر می رفتم و در دادگاه شرکت می کردم.» ۲ 

● هیات نفت و شورای انقلاب 
توضیحات و یادداشت های ویراستار که بخش دیگر این کتاب را تشکیل می دهند در حکم دایره المعارف مختصر و مفیدی است از افراد و وقایع مرتبط با انقلاب که توسط پژوهشگر این کتاب جمع آوری و تدوین شده است. 
بخش دیگر ضمیمه های این کتاب است، که مروری بر اطلاعیه ها و گزارش های هیات اعزامی امام به مناطق نفت خیز دارد. این هیات که به سرپرستی مهندس بازرگان برای کنترل اعتصاب ها و تولید محدود در صنعت نفت به وجود آمد، نقش مهمی در نشان دادن توانایی انقلابیون به قدرت های دنیا داشت. این افراد در آن شرایط حساس به رغم پنداشت تمامی کشورهای بزرگ بر عدم توانایی نیروهای انقلابی در اداره کشور به خصوص صنعت نفت، توانستند توانایی اجرایی نیروهای انقلابی را نشان دهند. 
البته دغدغه اصلی هیات، تولید نفت برای مصارف داخلی بود، که فشار زیادی بر مردم جامعه وارد می کرد 
در نامه امام به مهندس بازرگان عنوان شده است؛ «... مقتضی است جنابعالی، که در اداره صنایع عظیم نفت دارای سوابق و تجارب فراوان هستید، یک هیات پنج نفری مرکب از حجت الاسلام جناب آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی و جناب آقای مهندس مصطفی کتیرایی و دو نفر دیگر را با نظر خودتان و مشورت با آقایان تعیین نمایید. این هیات تحت سرپرستی جنابعالی، مناطق نفتی را بازرسی نموده و در امر تولید نفت با احراز شرایط ذکرشده در بالا نظارت کنید؛ و ضمن ابلاغ مراتب تشکر ملت ایران از کارگران زحمتکش و کارمندان محترم، عده لازم را به بازگشت به سر کار و ادامه تولید نفت در حد مصارف داخلی دعوت فرمایید...» ۳ 
متن کامل گزارش نجف آباد، متن اعلامیه فتح سنگر به سنگر یا جنگ شاه و ملت، متن کامل اساسنامه و خط مشی نهضت آزادی و اساسنامه شورای انقلاب از دیگر موارد ضمیمه این کتاب محسوب می شوند. شرح مختصری بر احوال سرتیپ علی اصغر مسعودی یکی از دو عضو نظامی شورای انقلاب نیز از دیگر موارد جالب و مغتنم ضمیمه محسوب می شود. از سرتیپ مسعودی تا به حال هیچ مطلب جامعی انتشار نیافته است که این شرح با توجه به مدت زمان اندکی که از حضور و نقش وی در تاریخی ترین شورای ایران می گذرد، می تواند فتح بابی باشد برای ادامه این تحقیق. انتهای کتاب نیز به سه مصاحبه با احمد صدر حاج سیدجوادی ختم شده است، که یکی مروری است اجمالی به زندگی و دیگری نگاهی است به حوادث کردستان و در انتها هم مصاحبه یی درباره سیستم قضایی قبل از انقلاب. 
آنچه این خاطرات روزانه را متمایز می کند، پرداختن به وقایعی است که در حال حاضر برای شناخت آنها با فقر شدید مرجع و منابع روبه رو هستیم. شورای انقلاب یکی از این مجموعه ها است که به دستور مستقیم حضرت امام تشکیل و به نوعی مسوولیت دوران انتقال را عهده دار می شود. در جریان انقلاب سال ۵۷ این شورا به دفعات با افراد غیرایرانی به خصوص امریکایی و گاهی اعضای سفارت امریکا در ایران ارتباط برقرار می کند. هدف اعضای شورا از این گفت وگوها بر حذر داشتن امریکا از ادامه حمایت شاه و از طرفی دیگر نشان دادن رویکرد مذهبیون انقلابی نسبت به اداره کشور است. در یکی از جلسات شورای انقلاب گزارش ارتباط با ریاست ساواک ارائه می شود؛ «آقای دکتر بهشتی گفتند که سپهبد مقدم (رئیس سازمان امنیت) تلفن کرده و به ایشان گفته است که او ارتشبد قره باغی را قانع کرده است که ارتش را کنار نگاه دارند که دیگر در سیاست دخالت نکند و نتیجه بحث دوستان این شد که استنباط می شود اگر از طرف امام خمینی رفراندوم شود ارتش کنار می ماند و دخالت یا ناراحتی ایجاد نمی کند زیرا دو راه بیشتر ندارد؛ یکی اینکه دخالت کند و ملت را بکشد و ملت هم با دادن کشته باز هم کار خود را پیش خواهد برد. دوم اینکه کنار بماند و از سر راه ملت رد بشود که نتیجه به نفع ملت خواهد بود و بدون خونریزی نیز، تغییر رژیم عملی می شود و گویا ارتش راه دوم را انتخاب کرده است. اگر بعضی از فرماندهان دیوانگی نکنند و در آخرین مراحل زیر پیمان نزنند.»۴ 
اعضای شورا از هر راهی استفاده می کنند تا با توسعه روابط و گفت وگو ها، قطار انقلاب با آرامش و دور از تنش های احتمالی به سرانجام برسد. 
«صبح جمعه در منزل آیت الله موسوی اردبیلی با روحانیون جمع شدیم و گزارش آقای دکتر سحابی و ملاقات با قره باغی و مقدم و بختیار استماع شد. 
گفتند مقدم اظهار کرده باید دو مورد در نظر گرفته شود؛ 
۱) استقلال مملکت 
۲) توجیه مردم 

دکتر گفته است ارتش از مردم است و مردم از ارتش است. اگر جدا شوند سرحدات ما با کمونیست ها و اعراب را مردم باید حفظ کنند و اگر ارتش با مردم باشد می توانند آن را حفظ کنند والا ارتش به تنهایی نمی تواند. 
مقدم با آمدن بختیار موضوع را عوض کرد و گفت؛ ارتش، باید از سیاست جدا باشد و کنار باشد و بالاخره قرار شد بختیار با آقای مهندس صحبت کند. 
آقای موسوی اردبیلی راجع به ملاقات خود با دکتر جواد سعید رئیس مجلس شورا در منزل دکتر سنجابی گزارش داد و گفت که به سعید گفتم آیا ملت انقلاب کرده یا نه؟ گفت بله. گفتم همه مردم به انقلاب پیوستند جز شما، مردم شما را نمی خواهند. دولت و شاه را نمی خواهند، اما شما می گویید ما وکیل هستیم. گفتم شما می توانید یک لایحه سه فوریتی برای استیضاح و سپس عدم اعتماد به بختیار بدهید و سعید گفت می روم دنبال این کار (ظرف سه روز) و سعید گفت بعد چه می شود؟ بختیار رفت، بعد چه می شود؟ و تکلیف مجلس سنا چیست؟ دکتر سنجابی گفت؛ سنا را ولش کن. و آقای موسوی گفتند که ارتش و سنا را موکول به کار خودتان نکنید. شما کار خود را انجام بدهید.»۵ 
حتی سولیوان هم که نتوانسته در طول مدت حضور در ایران به تحلیل درستی از وقایع برسد در روزهای اوج انقلاب تن به مذاکره داده بود. «صبح در دفتر هیات مامور نفت در خیابان عباس آباد شماره ۱۶۹ جمع شدیم و آقای مهندس بازرگان مقدار مختصری از شرح ملاقات خود را با سفیر امریکا در منزل فریدون سحابی با حضور آقای موسوی اردبیلی، بی حضور صاحبخانه بیان کرد. به طور خلاصه اینکه آقای سولیوان سفیر امریکا قبول دارد که این جنبش یک انقلاب بوده و به پیروزی رسیده و شاه را بیرون رانده و شاه دیگر برنمی گردد.»۶ 

● نخست وزیری بازرگان 
مساله نخست وزیری مهندس بازرگان هم یکی دیگر از وقایعی است که شورای انقلاب برخورد نزدیکی با آن داشته و پرداختن به آن جای فراوانی دارد. 
«شنبه صبح در دفتر هیات نفت حاضر شدیم و افراد غیرمعمم (مهندس بازرگان، دکتر سحابی، مهندس کتیرایی، سرتیپ مسعودی، سرلشگر قرنی و بنده) جمع شدند و مذاکراتی راجع به تعیین نخست وزیر از طرف امام که احیاناً مهندس بازرگان خواهند بود و هیات وزرا بحث شد و تعدادی اسامی ذکر شد که مهندس بازرگان یادداشت کرد. 
ساعت ۴ عصر مجدداً در دفتر هیات نفت جلسه تشکیل شد و آقایان روحانیون هم که مجموعاً شورای انقلاب را تشکیل می دهند؛ آقایان دکتر بهشتی، دکتر باهنر، مطهری، موسوی اردبیلی، مهدوی کنی و هاشمی رفسنجانی حاضر بودند و در مورد نخست وزیری مهندس مذاکره شد و آقای مهندس اظهار کردند در مورد مطالب زیر باید بحث کنیم. 
۱) آیا نخست وزیری از طرف مهندس قبول شود یا رد؟ 
۲) شرایط قبول چیست؟ 
۳) کیفیت عمل در صورت قبول شرایط چیست؟ 
در صورت قبول یا رد، خلاصه بحث این بود که وظیفه و رسالت تاریخی مهندس در چنین موقعیتی حکم می کند مهندس باید قبول کند والا ممکن است فرد یا افراد دیگری که به هیچ وجه به واقعیت جنبش اسلامی معتقد نیستند و فقط به لحاظ موقع و فرصت و موضع آقای خمینی، این وضع را قبول کرده اند، بیایند و زمام امور را به دست گیرند و انقلاب را به نقطه خطرناک یا مسیر انحرافی سوق دهند. حدود ساعت ۹ بود که خدمت امام رسیدیم و مختصری راجع به قبولی مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت بحث شد و ایشان قبولی خود را اعلام کردند و برای فرمان نخست وزیری قرار شد خود امام چند سطری بنویسند و راجع به شرایط وزرا بحث شد و امام قریباً مطالب یادشده فوق را مختصری شرح دادند، و ضمنا گفتند بهتر است از اعضای نهضت آزادی به همین چند نفر اکتفا شود ( اشاره به مهندس بازرگان و دکتر سحابی و بنده) و اگر بیشتر باشند خواهند گفت باز هم از کانال نهضت آزادی وارد شده اید. گفتند من بعد از اینکه مهندس بازرگان را برای نفت ماموریت دادم، نامه های مفصلی اعتراض آمیز به من نوشته شد که چرا این انتخاب را کرده ام. گفتند سعی کنید وزرا به چپ و راست متمایل نباشند و شماها هم باید از حزب استعفا بدهید و بالاخره بحث و گفت وگو به این نتیجه رسید که فقط از سمت های حزبی استعفا داده بشود نه از خودحزب، یعنی به صورت یک عضو ساده باقی بمانند.»۷ 
خاطرات روزانه دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی اولین وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران که از ۹ دی ماه آغاز شده بود، در تاریخ ۲۱ بهمن ماه همان سال پایان می یابد. 
احمد صدر حاج سیدجوادی اکنون سرپرستی دایره المعارف تشیع را برعهده دارد که تاکنون ۱۲ جلد آن توسط انتشارات شهید سعید محبی انتشار یافته است. 
می توان امید داشت با انتشار خاطرات جامع تر ایشان امکان بیشتری برای مکتوب شدن میراث تاریخی ایران فراهم شود.



  ابوذر معتمدی
پی نوشت ها؛
۱- صفحه ۴۵۰ ،
۲- صفحه ۴۵۲ ، 
۳- صفحه ۳۰۴ ،
۴- صفحه ۱۲۱ ، ۵- صفحه ۱۵۲ ، ۶- صفحه ۱۱۹ ، ۷- صفحه ۱۳۵ 


  روزنامه اعتماد ( www.etemaad.com )

مرتبط با موضوع خاطرات انقلاب
سه شنبه هشتم بهمن 1387 - 18:35
نظرات           
درباره ما
انقلاب براي من خلاصه مي شود در عکس ها و تصويرهاي سياه و سفيد مردمي که شعار مي دهند و از همه ي آنها مي شود فهميد که مي گويند شاه را نمي خواهند . تصوير خياباني که مردم وسطش را گل چيده اند يا مردي که حتما دست هايش به خون همرزمي آغشته شده که شهيد شده و رو به دوربين فرياد مي زند و تصوير امام خميني (ره) که مطمئن و آرام آرام از پلکان هواپيما پايين مي آيد، تصويري که حالا به نماد انقلاب تبديل شده است .
ترانه هايي که فقط کافي است يک مصرع از آن خوانده شود "بوي گل و سوسن و ياسمن آيد" بقيه اش را تا آخر مي تواني با ريتم همان آهنگ بخواني . ترانه هايي که بعدا فهميدم سازندگانش براي ساختنش چه مصيبت ها که نکشيدند ! با شنيدن نام انقلاب ناخوداگاه ياد خاطرات کساني مي افتم که در روزهاي انقلاب بوده اند و نفس کشيده اند از کسي شنيدم که وقتي بيمارستان ها با کمبود باند و ملحفه مواجه شدند مردم از هيچ کمکي دريغ نکردند و حتي پيرزني عصازنان رفت و چادر عروسيش را به بيمارستان هديه کرد تا از آن به عنوان ملحفه يا بانداژ براي بستن زخم مجروحين استفاده کنند پيرزن گفته بود : اين چادر تنها يادگاري من از دوران عروسي ام بود .
"من دولت تعيين مي کنم" اين جمله هم از جملاتي بود که شد نشانه اي براي يادآوري دهه فجر، وقتي امام در جمع پرشور مردم اين جمله گفت عده اي از سر شوق دست زدند و عده اي ديگر الله اکبر گفتند شوق و شور را مي شد از همين دستپاچگي شان فهميد .
من انقلاب را با تمام اين نشانه ها به ياد مي آورم و با مردي مي شناسمش که حقيقت هميشه زنده ي تاريخ است.

آرشيو مطالب
آمار و امكانات
اضافه كردن به علاقمندي ها
خانگي سازي
ذخيره صفحه

امام آمد